الشيخ الصدوق (مترجم: توحيدى)
91
فضائل الشيعة (فارسى)
حديث سى و ششم امام صادق عليه السّلام فرمود : از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به معراج رفت [ و بازگشت ] ، به على عليه السّلام فرمود : اى على ، من در بهشت نهرى را ديدم كه از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر و از تير راستتر بود . در آن ، به اندازهء ستارگان آسمان كاسه بود و بر كنارهء آن ، قبّههايى از ياقوت سرخ و درّ سفيد . جبرئيل با بالش به كنار آن زد [ و معلوم شد ] مشك خوشبو و معطّر است . سپس [ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ] فرمود : به آن خدايى كه جان محمّد به دست قدرت اوست ، در بهشت درختى است كه با صداى بلند ، تسبيح خداوند را مىگويد . صداى آن درخت ، به گونهاى است كه اوّلين و آخرين [ آفريدگان ] ، زيباتر از آن صدا را نشنيدهاند . اين درخت همچون درخت انار ميوه مىدهد و ميوههايش را بر سر مؤمن مىريزد و چون آن را باز نمايد ، آن را از بين نود حلّه مىشكافد . مؤمنين بر روى تختهايى از نورند ، در حالى كه پيشانى و دست و پاهاى آنها درخشان و نورانى است . [ اى على ] تو در قيامت ، پيشوايشان هستى . هر يك از آنها كفشهايى مىپوشد كه بندهايش از نور است و جلوى خود را تا هر جا كه بخواهد ، روشن مىكند . مؤمن در چنين موقعيتى است كه ناگهان زنى از مقام بالاتر به او مىنگرد و مىگويد : اى بندهء خدا ، تو بر ما تصرف و تملّك ندارى ؟ مؤمن مىگويد : تو كيستى و او مىگويد : من از جمله نعمتهايى هستم كه خداوند عزّ و جلّ در باره آنها چنين فرموده است :